>
X
تبلیغات
شهر شعر كودكان
شهر شعر كودكان
ترانه ها وشعرهاي كودكان
تاريخ : جمعه پنجم خرداد 1391 | نویسنده : محمد حسين علمايي

لالایی تهرانی

لالالالا، گلم بودی.
عزیز و مونسم بودی.
برو لولوی صحرایی.
از این بچه م چه می خوایی؟
لالالالا گل نسرین
بیرون رفتین، درو بستین
منو بردین به هندستون
شوهر دادین به کردستون.
بیارین تشت و آفتابه
بشورین روی شهزاده.
که شهزاده خدا داده
لالالالا، گل چایی
لولو! از من چه می خوایی؟
که این بچه پدر داره
که خنجر بر کمر داره.



ادامه مطلب...
تاريخ : جمعه پنجم خرداد 1391 | نویسنده : محمد حسين علمايي

لالالالا گل پونه بابات رفته در خونه

لالالالا گلم باشي هميشه در برم باشي

لالالالا گل آلو درخت سيب و زرد آلو

لالالالا گلي دارم به گاچو بلبلي دارم

لالالالا گل خشخاش بابات رفته خدا همراش

لالالالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره

لالالالا گلم لالا بخواب اي بلبلم لالا

لالالالا گل لاله دوست داریم من وعمه

لالالالا گل دشتي همه رفتن تو برگشتي

خداوندا تو پيرش كن خط قرآن نصيبش كن

لالالالاگلم باشي بزرگ شي همدمم باشي

كلام الله تو پيرش كن زيارتها نصيبش كن

لالالالاگل زردم نبينم داغ فرزندم

خداوندا تو ستاري همه خوابن تو بيداري

به حق خواب و بيداري عزيز م را نگه داري

لالالالاگل خشخاش بابات رفته خدا همراش

بابات رفته به هل چيني، بياره قند و دارچينی



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي

 

مهربانتر از مادر

مهربانتر از بابا

مهربانتر از آبي

با تمام ماهيها



مهربانتر از گلها

با دو بال پروانه

مهربانتر از ابري

با گياه،با دانه



مهربانتر از خورشيد

با گل و زميني تو

تو خدا،خدا هستي

مهربانتريني تو



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي

 

مهربانتر از مادر

مهربانتر از بابا

مهربانتر از آبي

با تمام ماهيها



مهربانتر از گلها

با دو بال پروانه

مهربانتر از ابري

با گياه،با دانه



مهربانتر از خورشيد

با گل و زميني تو

تو خدا،خدا هستي

مهربانتريني تو

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي

 

: فرزندان ایران

ما گلهاي خندانيم
فرزندان ايرانيم
ايران پاك خود را
مانند جان مي دانيم
ما بايد دانا باشيم
هشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم
آباد باشي اي ايران
آزاد باشي اي ايران
از ما فرزندان خود
دلشاد باشي اي ايران
سروده آقاي عباس يميني شريف



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي
اي يار باشهامت
من گویم از امامت
امامت خوش صفا
دوازده پیشوا

اول امام علی
دوم امام حسن
سوم امام حسین
چهارم علی ابن الحسین

ای یار خوش گفتگو
از امام پنجم بگو
از طاهران طاهر است
محمد باقر است

ششم جعفر صادق
هفتم موسی کاظم
هشتم امام رضا
رضاست به حکم قضا

نهم محمد علی
دهم علی النقی
یازدهم عسکری
دوازدهم غایب است

مهدی (ع ) صاحب زمان
اوست خدای را نشان

تاريخ : دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي
 

تو قفساي باغ وحش
حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو
ميمون و شير و پلنگ

ميمونه شكلك مياره
مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك
تنهايي فوتبال ميكنه

نگاه كن اون خرس رو
وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد
هي ميپره تو هوا

طاووس رو نگاه كنيد
چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه
ناز و خوش آب و رنگه

 



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي
زنگ خوراکی زده شد                    توی کلاس همهمه شد

یکی نشسته جای من                 یکی لگد کرد پای من

یکی کرفتار غمه                             که این خوراکی چه کمه

واخ چه کمه  واخ چه کمه                 هر کی به فکرشکمه   



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | نویسنده : محمد حسين علمايي
 

باران_باران

بخواب بخواب نازی جون چشم سیاتو قربون
خورشید خانم خوابیده مهتاب به روش تابیده
بخواب بخواب نازی جون چشم سیا تو قربون



اسلایدر

l > شهر شعر كودكان

شهر شعر كودكان

ترانه ها وشعرهاي كودكان

<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->